درباره وبلاگ

دوستي آن است كه بلبل با رخ گل مي كند
صد جفا از خار مي بيند باز تحمل مي كند
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
پشت این نقاب خنده
پشت این نگاه شاد
چهرهی خموش مرد دیگریست!
مرد دیگری که سالهایِ سال
در سکوت و انزوای محض
بیامیدِ بیامیدِ بیامید، زیسته
مرد دیگری که پشت این نقاب خنده
هر زمان به هر بهانه
با تمام قلب خود گریسته
مرد دیگری نشسته پشت این نگاه شاد
مرد دیگری که روی شانههای خستهاش
کوهی از شکنجههای نارواست
مرد دیگری که دیدگان او
قصهگوی غصههای بیصداست
پشت این نقاب خنده
بانگ تازیانه میرسد به گوش
-صبر!
صبر!
صبر!
صبر!
وز شیارهای سرخ
خونِ تازه میچکد همیشه
روی گونههای این تکیدهی خموش
مرد دیگری نشسته
پشت این نقاب خنده
با نگاه غوطهور میان اشک
با دل فشرده در میان مشت
خنجری نشسته در میان سینه
خنجری نشسته در میان پشت
کاش میشد این نگاه غوطهور میان اشک را
بر جهان دیگری نثار کرد
کاش میشد این دل فشرده بیبهاتر از تمام سکههای قلب را
زیر آسمان دیگری قمار کرد
کاش میشد از میان این ستارگان کور
سوی کهکشان دیگری فرار کرد
با که گویم که درد دیگریست
از مصاف خود گریختن
اینهمه شرنگ گونهگونه را
مثل آب خوش به کام خویش ریختن؟
ای کرانههای جاودانه ناپدید
این شکستهی صبور را
در کجا پناه میدهید؟
ای شما که دل به گفتههای من سپردهاید
مرد دیگریست
این که با شما به گفتوگوست
مرد دیگری که شعرهای من
بازتاب نالههای نارسای اوست!
نوشته شده توسط نی نی ناز در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 11:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت