درباره وبلاگ

دوستي آن است كه بلبل با رخ گل مي كند
صد جفا از خار مي بيند باز تحمل مي كند
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
من آن اندوه سرشارم که روزی شعله زد آهم
و لرزید آسمان از ناله های گاه و بیگاهم
مرا در آتش عشقت چنان پروانه سوزاندی
ولی صد سال دیگر هم " من از یادت نمی کاهم "
اگر قصد سفر داری نمی گویم نرو اما ...
جهان را بی نگاه تو نمی خواهم نمی خواهم
تو می دانی که چشمانت تمام هستی من بود
گرفتی هستیم را پس نگو از رنجت آگاهم
تویی آماده رفتن و من تنهاتر از هر شب
برو ای مهربان اما ... " تو را من چشم در راهم "
نوشته شده توسط نی نی ناز در شنبه بیست و سوم تیر 1386 ساعت 11:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
پشت این نقاب خنده
پشت این نگاه شاد
چهرهی خموش مرد دیگریست!
مرد دیگری که سالهایِ سال
در سکوت و انزوای محض
بیامیدِ بیامیدِ بیامید، زیسته
مرد دیگری که پشت این نقاب خنده
هر زمان به هر بهانه
با تمام قلب خود گریسته
مرد دیگری نشسته پشت این نگاه شاد
مرد دیگری که روی شانههای خستهاش
کوهی از شکنجههای نارواست
مرد دیگری که دیدگان او
قصهگوی غصههای بیصداست
پشت این نقاب خنده
بانگ تازیانه میرسد به گوش
-صبر!
صبر!
صبر!
صبر!
وز شیارهای سرخ
خونِ تازه میچکد همیشه
روی گونههای این تکیدهی خموش
مرد دیگری نشسته
پشت این نقاب خنده
با نگاه غوطهور میان اشک
با دل فشرده در میان مشت
خنجری نشسته در میان سینه
خنجری نشسته در میان پشت
کاش میشد این نگاه غوطهور میان اشک را
بر جهان دیگری نثار کرد
کاش میشد این دل فشرده بیبهاتر از تمام سکههای قلب را
زیر آسمان دیگری قمار کرد
کاش میشد از میان این ستارگان کور
سوی کهکشان دیگری فرار کرد
با که گویم که درد دیگریست
از مصاف خود گریختن
اینهمه شرنگ گونهگونه را
مثل آب خوش به کام خویش ریختن؟
ای کرانههای جاودانه ناپدید
این شکستهی صبور را
در کجا پناه میدهید؟
ای شما که دل به گفتههای من سپردهاید
مرد دیگریست
این که با شما به گفتوگوست
مرد دیگری که شعرهای من
بازتاب نالههای نارسای اوست!
نوشته شده توسط نی نی ناز در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 11:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت